لبانت ، بوی سکوت می دهد و چشمانت ، طعم چلیپا. * بر تندیس عشق، با ردای رهایی سجده می گزاریم و آسمان بر بغض ما شهادت می دهد. * این جا غربت ما، چیز غریبی نیست. ما سال هاست، بی نام و نشان نشسته ایم. * به حرمت نفس های واژگان خود هنوز هم – در گذر باد خزان، به سلامتی گام های مرگ درد می نوشیم. مهسا رضایی
+ نوشته شده در شنبه 1387/03/11ساعت 19:40 توسط مهسا |
عدل ساعة خیرً من عبادة سنة یک ساعت عدالت از یک سال عبادت بهتر است. ***************************** کلٌ امتی معافی الا المجاهرین همه ی امت من بخشوده می شوند مگر تظاهر کنندگان!
+ نوشته شده در شنبه 1387/03/11ساعت 19:23 توسط مهسا
بی اعتمادی دری است خود ستایی و بیم، چفت و بست غرور است و تهیدستی دیوار است و لولاست زندانی را که در آن محبوس رای خویشیم. دل تنگی مان را برای آزادی و دل خواه دیگران بودن از رخنه هایش تنفس می کنیم تو و من توان آن را یافتیم که بر گشاییم که بگشاییم.
+ نوشته شده در شنبه 1387/03/11ساعت 19:14 توسط مهسا