• در حوزه ي خيال ، در غزل امروز توجه به پيچيدگي خيال و بهره گيري ازذهن خلاّقانه بيش از غزل دوره هاي قبل مدّنظر است : • با گل زخم ، سر راه تو آذين بستيم داغهاي دل ما ، جاي چراغانيها • وقت آن شد كه به گل حكم شكفتن بدهي اي سرانگشت تو آغاز گل افشانيها • گاه اين آرايه هاي ادبي به نرمي و زيبايي در شعر بكاررفته : • آواز عاشقانه ي ما در گلو شكست حق با سكوت بود ، صدا در گلو شكست • تا آمدم كه با تو خداحافظي كنم بغضم امان نداد و خدا در گلوشكست • در حوزه ي عاطفه و احساس نيز چون دوره ي پيش با دو قلمرو عواطف شخصي و جمعي مواجه هستيم: • زن جوان غزلي با رديف آمد بود كه بر صحيفه ي تقدير من مسوّد بود • زني كه مثل غزلهاي عاشقانه من به حسن مطلع و حسن طلب زبانزد بود • زني كه آمدنش مثل«آي» آمدنش رهايي نفس از حبس هاي ممتد بود • شاعر امروز معشوق را به روح خود پيوند مي زند و گويي اگر او نباشد چيزي از زندگي كم خواهد داشت : • وقتي همه بودند و من تنها تو را كم داشتم چيزي براي زندگي مثل هوا كم داشتم • تقويم من خالي شد از عشق بزرگت سالها با خود هواي شرجي يك ماجرا كم داشتم • گيرم كسي پيدا شود دنياي من زيبا شود كي مي رود از ياد من ، اينكه تو را كم داشتم • عواطف اجتماعي نيز در شعر امروز جايگاه خاص خود را دارد و شاعر امروز در برابر رنجها و دردهاي مردمان روزگار خودحس نوع دوستي رادر اشعارش جاري مي سازد . • از درون چاه مي آيد صدايي سوخته مي وزد بر غربت هر روزه نايي سوخته • آه ! اي آن مقصد در ارتفاعي دوردست مي دود در جست وجويت ردّپايي سوخته • در حوزه ي انديشه نيز دركنار دو انديشه غنايي و اجتماعي بدليل دو جريان انقلاب و جنگ تحميلي رنگ و بوي شعر تغيير پيدا كرده و موضوعاتي چون حماسه ي انقلاب ، حضرت امام و جبهه هاي نبرد مورد نظر شاعران امروز است : • آن شعله كه چون صاعقه بي تاب گذشته است از خرمن اصحاب شب و خواب گذشته است • همزاد كويريم ولي سوز عطش نيست اين قافله از وسوسه ي آب گذشته است • اين سبكبالان كه تا عرش جنون پر مي كشند آفتاب وصل را چون صبح در بر مي كشند • از دم تيغ شهادت باده جوي وصلتند نيل اگر گردد بلا لا جرعه اش سر مي كشند • توجه به موعود نيز در شعر امروز قابل تأمل است : • تنها گواه پر سه ام در جستجوي آخرين موعود از كوچه ي آئينه تا بن بست حيرت ساية من بود • در حوزه ي موسيقي مي توان گفت وزن در غزل امروز ، مانند گذشته يك عنصر جدا و مستقل نيست بلكه ارتباط تنگاتنگي با زبان دارد . بسياري از وزنهاي متداول شعر فارسي كه از شدت و ضرباهنگ تندي برخوردارند مناسب غزل امروز نيست . حضور سيمين بهبهاني همچنان در غزل امروز و توسّع اوزان تازه چشمگير است : • باد فتح غروب را در فضا جار مي كشد روز ، اندام خسته را سوي ديوار مي كشد • اي پرده برگفته زرخ مي بينمت به پرده دري ديوي سيه كه جسته از جامه ي سپيد پري • در حوزه ي شكل يا فرم ، غزل امروز دچار تحوّلاتي شد ، به گونه اي كه گاه غزل از قواعدش عدول مي كند و ابيات غزل كوتاه و بلند مي شود ولي از حيث تفكر و نگاه در زنجيره اي منظم قرار گرفته است . • كه تولد ،حيات و پايان بخوبي در آن ديده مي شود : • مردي كه صبح با كت و شلوار ،خنده رو وا مي كند دري به سوي متن روبرو • بيشك به ميهماني آيينه رفته است مردي كه شب ، شكسته دل و گريه در گلو • وقتي به متن پشت سرش فكر مي كند تا نيمه در تموّج مه مي شود فرو • آهسته روي ميز سرش ذوب مي شود بر دفتري كه از شن و دريا گرفته بو • پاهاش باد مي شود و مي وزد به راه دستانش ابري شود از شوق جستجو • پس دكمه هاي پيرهنش شعله مي كشد تا پربگيرد از يقة خود به شكل قو • آن گاه شعر در كت و شلوار شعله اش آوازه خوان به راه مي افتد به جاي او • از نظر قافيه و رديف نيز در غزل امروز تنوّعي مي يابد . قافيه در رديفهاي نو – اعمّ از حسّي يا تجريدي و انتزاعي – در اين دوران گسترش عجيبي داشته است . • آه – اين چه پيوند است : ضرب رقم درهيچ حاصل چه خواهم داشت :يك هيچ و ديگر هيچ • گر چاه جوّي را بودي تواند بود من نيز چونانم : حجمي سراسر هيچ • استفاده از رديفهاي اسمي و يا طولاني در غزل امروز به كثرت ديده ميشود و نوعي التزام را به همراه دارد : • گم شدي در پيچ در پيچ حصار عابران ديدنت مشكل شد از پشت غبار عابران • دلي از عاطفه لبريز غزل مي گويد از تو اي عاطفه انگيز غزل مي گويد • سبز كوچيدي و در باغ دلم بعد از تو باد غارتگر پاييز غزل مي گويد • فصل پنجم نيز به معرفي مجمل چهره هاي شاخص غزل امروز ، كساني كه ويژگيهاي فوق الذكر در غزلشان بخوبي محسوس است ، پرداخته شده است از قبيل : سيمين بهبهاني،حسين منزوي،محمد علي بهمني،قيصر امين پور،سلمان هراتي،سيدحسن حسيني،سهيل محمودي،احمد عزيزي ،عليرضا قزوه و ساعد باقري . • ضمن اينكه يادآوري اين نكته نيز لازم است كه اگر در معرفي شاخص هاي غزل اين عصرتنها به ذكر 10 تن از شاعران بسنده شده ، به دليل همخواني اين افراد با ويژگيهاي غزل امروز بوده زيرا چهره هاي ديگر عرصه ي غزل امروز هنوز به حدّي از پختگي نرسيده بودند كه بتوان از هم اكنون در مورد آنها قضاوت كرد . • لازم به ذكر است كه يكي از مشكلات نگارش اين پايان نامه ، محدوديت منابع مورد نياز بود كه نگارنده را وادار به آن نمود تا از تمامي منابع موجود به نحو مطلوبي استفاده كرده و از سويي بتوانم از آموخته هاي خويش در اين پژوهش بهرة لازم را ببرم .
+ نوشته شده در یکشنبه 1386/09/18ساعت 22:21 توسط مهسا |
عنوان پايان نامه : شعر امروز ، آئينه ي زمان (بررسي غزل فارسي ازانقلاب اسلامي تا امروز ) « به نام خدايي كه در اين نزديكي است » موضوع اين پايان نامه با عنوان «شعر امروز،آئينه زمان» معرفي مي شود كه در اين موضوع قالب غزل از انقلاب اسلامي تا عصر حاضر مورد بررسي قرار گرفته شده است كه كاري بديع در عرصه ي شعر امروز به شمار مي آيد كه تا كنون به شكل مجزا بدان پرداخته نشده است انگيزه ي اصلي از انتخاب اين موضوع ، از سويي علاقه و گرايش ويژه مردم روزگار ما به شعر امروز و خاصه قالب محبوب غزل است و از سوي ديگر روشن شدن زواياي تاريك غزل امروز،از جنبه هاي مختلف مي باشد كه هرچند در اين راستا كوشش هايي شده است ، اما اين تلاش ها همواره بسنده نبوده است . • شيوه ي كار در اين پژوهش،در محدوده ي مطالعات كتابخانه اي صورت گرفته است كه البته در اين راه تلاش گرديده است كه از منابع موجود از جمله : كتابهاي مربوط به شعر امروز و همچنين مقالات نشريات و سايتهاي اينترنتي نهايت استفاده به عمل آيد . • آري ، شعر مانند هنرهاي ديگر يك موجود متحرك ، بالنده ، رشد كننده و سكون ناپذير است كه يك آن در نقطه اي درنگ نمي كند و هر لحظه با جوش و خروشي در خور به جلومي رود ، بالا مي كشد ، رشد مي كند و بال و پر مي گستراند . • شعر ما در مسير حركت خود گاه به اوج رسيده و زماني به قعر فروافتاده ، زماني فردوسي و سعدي و حافظ و مولانا و نظامي را ديده و گاه ناظم هاي درجه چندم چونشاه نعمت اله ولي و اسيري لاهيجي را . • گروهي راهگشايي كرده و به مفاهيم هنري دست يافته و تفكرات شگرف خود را به همراه تجارب دقيق شاعرانه ی خود به سلك شعر كشيده اند و انبوهي ديگر از خوان گسترده ي ايشان ته سفره اي برداشته و از مزرع پر بركتشان خوشه چيني كرده اند . آن راهگشايان قانع نبوده اند كه با اسلوبهاي تكراري و گفته هاي مكرر ، سخن و انديشه ي خود را القا نمايند . و از همين روي كوشيده اند تا قيدو بندها را پاره كرده و راه هاي تازه اي مطرح نمايند . • شعر امروز، از دهه هاي گذشته حركت خود را آغاز نموده و با بهره گيري از پيشينه ي درخشان و امكانات بالقوه ي شعر كلاسيك و شعر معاصر جهان خود را تثبيت كرده است . • شعر امروز با حس و حالي ديگر و با انقلابي هم در سطح شكل هم در عمق معنا و با رهايي از چارچوبهاي مقيّد كننده و آزار دهنده ي كلاسيك و با درك واقعيت هاي معاصر پيش نيازهاي اصولي جامعه ي خود به ميدان آمده و با شعار « هنر به زبان حال ، رو به آينده » دستاوردهاي خود راتنوّع بخشيد . • در واقع دريافت صحيح و كاملاً به هنگام و در خور زمان هنرمند معاصر بود كه نياز به تنوع و تجدّد رابا پشتوانه ي مطمئن گذشته ي ادبي خويش اعلام نموده ودر جهت ثبت اين نياز و جايگاه واقعي آن قدم برداشته است . • آنچه بديهي به نظر مي رسد اين است كه بيشترين ويژگي شعر امروز رابايد در نگرش متفاوت به شعر و اختلاف در خاستگاه هاي ارزشي آن جستجو كرد ، چرا كه شاعرامروز با رويش از جامعه و با اتصال هر چه بيشتر به خاستگاه خود ، سعي در القاء نيازها و چگونگي بايد ها و نبايد ها به مخاطب خود دارد . در حالي كه در شعر گذشته ،حركت شعر بيشتر شبيه به يك حركت منفرد وبه دور از واقعيتها بوده است كه غالباً همين حركتهاي انفرادي به شباهت هاي ناگزير و تقليدهاي لاعلاج منجر مي گرديد . • باري ، شاعران زمانه ي ما با جهش شكلي و معنايي به وجود آمده درعرصه ي شعر ، بر آنند تا زبان گوياي عصر خود باشند و به زبان زنده و رايج زمانه ي خود تكلّم كنند . شاعر امروز با تغيير زاويه ي نگرش خود به واقعيتها و حوادث دروني و بروني پيرامون خود و با اعتقاد به آگاهي و علم مخاطب خود ، در پناه پيچيدگي هاي سالم ونه معما گونه ، سعي درالقاي خواسته هاي ذهني خويش به مخاطب دارد . شعر امروز نياز حقيقي انسان امروزي را جستجو مي كند و چون آيينه اي فرا روي مردمان روزگار خويش است . • اما به جرأت مي توان گفت كه تمامي اين اوصاف به شكل چكيده در قالب غزل فرو ريخته شده است . غزل كه يكي از عرصه هاي عميق و پهناور تفكّر ايرانيان است در اين عصر خود را به خوبي نشان داده است . به درستي كه هيچ قالبي مانند غزل قادر نيست گستره و عمق انديشگي و ارتباط مادي و معنوي مردم ايران را منعكس كند . • راست است كه اگر حافظه ژنتيكي زبان تغزل را بكاويم به رازهاي ژرف و شگفت آور تاريخ زندگي ايرانيان وقوف مي يابيم و هم از اين روست كه اگر كاوشگرانه در هستي مصوّر شعر و غزليات پيشين ايران سفر كنيم به فضاي زيستي و فضاهاي عاطفي ،اجتماعي ،اقتصادي ، فرهنگي و سياسي مردم ايران در گذر روزگاران پي خواهيم برد . • غزل كه سير حقيقي خود را از اواخر قرن پنجم شروع نموده بود با حركتي درخشان ، خود را به بزرگ مرداني چون : مولوي،سعدي،حافظ و صائب مي رساند و پس از وقفه اي ناگزير در دوره بازگشت تا عصر قاجار يك بار ديگر در عرصه ي شعر امروز با جلاي بيشتر رخ نموده است . و با حلول انقلاب اسلامي ، بزرگ مرداني پا به وادي غزل گذاردند كه تاريخ نام آنها را بر پيشاني خود را به زر خواهد نوشت . • بزرگاني چون : سيمين بهبهاني،حسين منزوي،محمد علي بهمني و قيصر امين پور از ابرقدرتهاي عرصه غزل محسوب مي شوند كه غزل را از جنبه هاي مختلف زبان ، درون مايه ، خيال ، انديشه، فرم ،عاطفه و احساس و موسيقي متحوّل ساختند و غزل را به جايي رساندند كه موردانتظار مردمان روزگار خود است زيرا آئينه ي تمام نماي عصر خويش بوده است . * مطالب دربردارنده ي اين پژوهش عبارتند از : • پيش گفتار و مقدمه اي پيرامون موضوع و سپس در فصل اول : تاريخچه ي غزل از قديم تا دوران معاصر بر شمرده است .ضمن اينكه در اين فصل ، واژه غزل نيز از نظر لغوي مورد ارزيابي قرار گرفته است . • به عنوان مثال : در اين فصل واژه ي «غزل» مأخوذ از اسم مصدر عربي ، به معني «رشتن» و « ريسيدن» است . و از نظر اصطلاح بر ابياتي حدود يازده اطلاق كرده اند در محتواي عشق بازي و حكايت از جواني . و گاه آن را با قول و ترانه يكي دانسته اند ولي به استناد گفته ي قد ما ،قول را شعر عربي و غزل را ابيات پارسي و ترانه را شعري در بحر رباعي دانسته اند . • در فصل دوم : ويژگي هاي غزل نو از نظر زبان ، عاطفه،انديشه ،خيال، موسيقي و شكل برشمرده شده است . • به عنوان مثال : در حوزه ي زبان مي توان به «سلامت زبان» و پرهيز از كهنگي هاي لفظي و نزديكي به زبان محاوره اشاره كرد : • صورت ديروزين صورت امروزين • خزان پاييز • بزم جشن • فلك آسمان • به هركجا كه روم رنگ آسمان من اين است • سياه مثل دو چشم تو ! پس چرا بگريزم ؟ • البته تازگي زبان در اين دوره دچار نوسان است : • به گامهاي كسان مي برم گمان كه تويي • خوش اين حباب كه نقش چراغ خواب در اوست • در حوزه ي احساس با عواطف عاشقانه فردي و عواطف اجتماعي مواجه هستيم كه چاشني يأس آنها را دربرگرفته : • دانم اي دل خسته اي ، سرگشته اي ،آواره اي • چاره مي جويم ترا اما بگو كو چاره اي • در حوزه ي انديشه فقدان انديشه هاي عميق فلسفي و عرفاني و … در غزل اين دوره بچشم مي خورد ؛ مگر پاره اي غزلهاي اجتماعي از شاعري چون سيمين : • وقتي كه سيم حكم كند ، زر خدا شود • وقتي دروغ داور هر ماجرا شود • بگذار در بزرگي اين منجلاب يأس • دنياي من به كوچكي انزوا شود • در عرصه ي موسيقي نيز دريچه هاي تازه يي به سمت دنياي جديدي در زبان و تخيل گشوده شد كه سيمين بهبهاني نيز در اين راه پيشتاز است كه اين حركت تا به امروز ادامه دارد : • تاتو با مني زمانه با من است بخت و كام جاودانه با من است • سيمين با ابداع اوزان تازه عروضي گامهاي مثبتي در تنوّع وزن شعر فارسي برداشت . • در فصل سوم : خصايص شعر انقلاب به نقل آراء صاحب نظران عرصه ي شعر امروز پرداخته شده است . • فصل چهارم نيز در بردارنده ي قسمت اصلي پايان نامه است كه غزل امروز و عناصر آن يعني : زبان،خيال،انديشه،موسيقي ، شكل و قافيه و رديف مورد بررسي قرار گرفته است . • به عنوان مثال : در حوزه ي زبان ، تبعيت از دستور زبان نوين فارسي و پرهيز از صورت متروك زبان فارسي به عنوان مهم ترين ويژگي برشمرده مي شود : • صورت قديم صورت امروزين • گيتي دنيا • رخسار چهره • خصم دشمن • گشتم تمام كوچه ها را – يك نفس هم نيست شايد كه بخشيدند دنيا را به ما امشب • جسمم غزل است اما ،روحم نيمايي است • در آينه ي تلفيق اين چهره تماشايي است • از جنبه هاي سلامت زبان شعر امروز پرهيز از صورت مخفف كلمات است : • صورت قديم صورت امروز • بيهده بيهوده • چو چون • گهي گاهي • تازه شعري – سروده ام از تو غزلي چون خود شما زيبا • گاهي چنان بدم كه مبادا ببينيم حتي اگر به ديده ي رؤيا ببينيم • استفاده از زبان گفتار نيز ويژگي ديگر شعر امروز است : • آدما بد شدن و دلاي روشن همه سرد همه بد شدن به طور ناگهوني نازنين 
+ نوشته شده در جمعه 1386/09/16ساعت 19:7 توسط مهسا |